
ای لیل قدر تشنۀ راز و نیاز تو
قبله سزاست غبطه خورد بر نماز تو
چون بر قنوت دست دعا باز می کنی
صدها فرشته پر کشد از دست باز تو
چون تیر جان ز چلۀ مژگان رها کنی
گردد شکار هر دل شیدا ز ناز تو
آری عصارۀ حسنین است خلقتت
این افتخار در سخن دیر باز تو
خیر کثیر از قدمت آشکار شد
تفسیر گشت سورۀ کوثر به راز تو
از نسل دو امام چو نسلت به هم رسید
روح قیام و صلح شده سرفراز تو
نسل تو نسل پاک دعا و اجابت است
آری بهشت قبضۀ آل نجابت است
تفسیر آیه آیۀ قرآن صحیفه ات
تأویل سوره سورۀ قرآن صحیفه ات
تصویر نور و ذات و صفات و جمال حق
تشریح سوژه سوژۀ قرآن صحیفه ات
طرح فصاحت است و بیان بلاغت است
همتای صفحه صفحۀ قرآن صحیفه ات
همچون کلام وحی شگفت است مصفحت
دارد اساس و پایۀ قرآن صحیفه ات
بس که قرین به شیوۀ قرآن لسان توست
شد از خدای هدیۀ قرآن صحیفه ات
تقویم شیعه شمّه ای از خطبه های توست
نشناختم تو را که چه در گفته های توست
سجاد را حسین و حسن تا خدا شناخت
سجاد را کرامت و جود و سخا شناخت
سجاد را زمین و زمان عرش و فرش حق
کون و مکان یمین و یسار خدا شناخت
سجاد را بکا و مناجات و فکر و ذکر
در سجده گاه و مسجد و محرابها شناخت
سجاد را به نثر و بیان و غزل مجوی
او را بهار و باغ و بهشت و فضا شناخت
بیمار باد آنکه نیابد طبیب را
سجاد را اسیری درد و بلا شناخت
در کربلا به جان ز امامت دفاع کرد
او را مسیر کوفه و شام بلا شناخت
دنیای او به خانۀ زهرای اطهر است
فرزند شهربانوی ایران مطهّر است
چون نسل او ز بانوی ایران به هم رسید
ایران به برج عزّت و شأن و کرم رسید
ایران ز یمن اوست علمدار شیعه شد
یاران به هوش مقطع حفظ علم رسید
این مملکت چو گنج برای ولایت است
تأویل آن به سورۀ نون والقلم رسید
ما از سلالۀ حسنینیم مفتخر
زین رو به توس ملک رضا را حرم رسید
هان ای گروه شیعه مهیّای عشق باش
آری سخن به درک اهم فی الا هم رسید
اهل ولا بلا به دل خسته می خرند
عین خوشی است هر چه که از دوست غم رسید
ای دل ربا بیا که قدومت مبارک است
میلاد توست شأن نزول تبارک است
تا زین العابدین به دو عالم امام ماست
دنیا و آخرت ز ولایش به کام ماست
ما را ز لشکرش دو سلاح است یادگار
اشک و دعا دو هدیه از او بر تمام ماست
ما را اگر غلام سیاهش لقب دهند
بر عرشۀ سریر بهشتی مقام ماست
گر عاشق دعا و نماز و عبادتیم
با راه و رسم او متمثّل مرام ماست
سجاده را که در دل آتش رها نکرد
مدیون آن نماز قعود و قیام ماست
آری خلیل شیعۀ سجاد عالم است
زین رو همیشه زائر کویش سلام ماست
ای دوست ما به دین رفیع تو زنده ایم
با آرزوی کوی بقیع تو زنده ایم
جانا اگر شبیه تو بودم چه خوب بود
آئینۀ وجیه تو بودم چه خوب بود
در روی خود جمال تو را جستجو کنم
یکبار اگر شبیه تو بودم چه خوب بود
تو بندۀ نزیه خدای منزهی
من هم اگر نزیه تو بودم چه خوب بود
باید نظر شبیه شهیدان به یار داشت
چون شاهدان وجیه تو بودم چه خوب بود
ای بازوان سلسلۀ ساسة العباد
گر بازوی فقیه تو بودم چه خوب بود
ای زادۀ حسین به ما التفات کن
ما را برای شیعه گی ات پر ثبات کن
ای یادگار کرب و بلا زین العابدین
وی باغبان باغ دعا زین العابدین
ما را دعای خیر تو اهل بکا کند
ای رهبر نظام بکا زین العابدین
کرب و بلاست در گروی انقلاب اشک
اشک تو رنگ خون خدا زین العابدین
بنیانگذار هیئت ما خظبه های توست
ای روضه خوان آل عبا زین العابدین
باغ و گل و یتیم و جوان هر کجا که بود
می ریخت اشک چشم تو را زین العابدین
از داغ های شام نه تنها دل تو سوخت
آتش گرفت آل ولا زین العابدین
زینب ز خسته جانی تو گریه می کند
زهرا به روضه خوانی تو گریه می کند
محمود ژولیده
********************
منم منم چون گدا //// تویی تویی پادشاه
ضامن آهو رضا(ع) //// رضا،رضا،یارضا(ع)
رضا ، رضا ، یا رضا (3)
حج فقیران تویـی //// باب حوائج رضـا (ع)
قبله ی حاجات ما //// رضا،رضا،یارضا(ع)
رضا ، رضا ، یا رضا (3)
تشنه ی روی توام //// گرچه بدم یا رضا (ع)
زائـر ِ کـویِ تــوام //// مـکن ردم یارضا(ع)
جان جواد (ع)و ابت //// رضا،رضا،یارضا(ع)
رضا ، رضا ، یا رضا (3)
سروده: الاحقر مصطفی صادقی
*****************************
شب است و منادى ندا مى كند
مريدان حق را صدا مى كند
كه امشب در رحمت خويش را
خدا بر رخ خلق وا مى كند
ز خمخانه شب شراباً طهورا
به پيمانه انّما مى كند
ز رحمت به موسى بن جعفر خدا
گران هديه اى را عطا مى كند
به نجمه عطا كرده حق آيتى
كه حق را ز باطل جدا مى كند
قدم زد على بن موسى به عالم
كه عالم بر او اقتدا مى كند
به شمس الضحى داده شمس الشموسى
كز او شمس كسب ضيا مى كند
درخشيد رخشنده مهرى كه مهرش
مس قلب ما را طلا مى كند
چو جدّش ز رفعت برد گوى سبقت
كه صبر بلا در قضا مى كند
ز نام على نام او گشته مشتق
كه توصيف او هل اتى مى كند
بود عصمت فاطمى را دُر ناب
كه شرم از رخ او حيا مى كند
بود او حَسَن را علمدار صلحى
كه پاينده دين خدا مى كند
بود وارث نهضت سرخ عاشور
كه كاخ ستم را فنا مى كند
بود در عبادت چو زين العباد
كه بر شيعيانش دعا مى كند
چو بحرالعلوم است دريايى از علم
كه فكر بشر كيميا مى كند
ز فقه الرضا زنده شد فقه صادق
كه تضمين آن با ولا مى كند
اگر اژدها كرد موسى عصا را
رضا اين عمل بى عصا مى كند
كند زنده در پرده تصوير شيران
ببين پور موسى چه ها مى كند
اگر آهويى را به دامى ببيند
ز دام بلايش رها مى كند
بود او طبيبى كه بى نسخه درمان
ز ما دردها را دوا مى كند
چو بابش بود مظهر جود و بخشش
كه حاجات ما را روا مى كند
ز بس كه رئوف است از ما خدا را
ز فرط رضايش رضا مى كند
رسول خدا را بود پاره تن
كه وصفش رسول خدا مى كند
خدا را زيارت كند هر كه او را
زيارت به صدق و صفا مى كند
به ديدار قبرش رود هر كه يك بار
تلافى آن را سه جا مى كند
به «ژوليده» او داده قولى كه فردا
به قولى كه داده وفا مى كند
(ژوليده نيشابورى)