اشعار به مناسبت ولادت امام زین العابدین علیه السلام
|
شد پرتوِ جمالِ تو ای آشنای من |
|
تنها دلیلِ و علتِ آن ابتدای من |
|
گراین كمینه رابه غلامی كنی قبول |
|
هست آن حدیث دولت بیانتهای من |
|
بخشم بهشت و جنّت خود را به دیگران |
|
باشد بهشتِ سبزِ نگاهت برای من |
|
قبل ازطلوع توشبِ من شامِ تیره بود |
|
امشب ببین به حالِ وصالت هوای من |
|
درجشن جلوهات به خدازین العابدین |
|
لبریزِ خنده حاجتِ حاجت روای من |
|
امشب كه قلبِ خاكی من را طلا كنی |
|
با من بگو شمارِ عیارِ طلای من |
|
بر تار و پود فرشِ وجودم خوش آمدی |
|
ای خون تازه بررگِ سرخِ صدای من آمدی جانا گلِ رویت دل از عالم ربودآمدی جانا گلِ رویت دل از عالم ربود هر نخ از سجادهی مویت دل از عالم ربود گر چه سجادی ملَك مشغول سجده بر تو است هر یك از محراب ابرویت دل از عالم ربود ![]() روی ماهت همچو بدری صد جهان را خیره كرد در دل شبهای گیسویت دل از عالم ربود هر نسم از عطرِ تو با مشك و عنبر در ستیز هر نفس از یك دمِ بویت دل از عالم ربود ای كه تو سرفصلِ همنامانِ جدت حیدری عین و لام و یای نیكویت دل از عالم ربود شب شبِ میلاد تو،مدح تو را گوید حسین (ع)خندههای آن ثناگویت دل از عالم ربود من به تصویر بقیعت عشق بازی میكنم ذره خاكی از سرِ كویت دل از عالم ربود |

***** بسم الله الرحمن الرحیم *****