با کاروان اسیران دشت بلا

صلوات

  بسم الله الرحمن الرحیم

الان کاروان اسیران کربلا نزدیک شهر شام هستند و تا دروازهای این شهر شوم یک روز راه است. وای از غریبی

شام یعنی کربلا در کر بلا در کربلا ---  تازیانه ، کعب نی ، سیلی شده روزی ما

ازآقا امام سجاد (ع) سوال کردند : کجا دراین مصیبت عظمی بیشتر به شما سخت گذشت ؟

فرمودند: الشام ، الشام ، الشام  .

پشت این دروازه ما را تازیانه می زدند ----- دختران کوچکت را بی بهانه می زدند 

شامیان در عوض گل به سرم سنگ زدند ---- صدقه دادن و بر دامن خود ننگ زدند   

                              صلوات

                برای شادی ارواح گذشتگان خودتان صلوات

حتما این جمله زیارت ناحیه مقدسه را از امام زمان عجل الله   شنیده اید که در مصیبت جد بزرگوارش فرموده است: هر صبح و شام برای تو گریه میکنم و اگر اشک چشمم تمام شود خون گریه میکنم….

از امام سوال کردند:آقا جان بر مصیبت علی اکبر گریه میکنید؟

فرمود: خیر

عرض کردند: بر کدام مصیبت گریه میکنید؟

فرمود:بر مصیبت اسیری عمه ام زینب (سلام الله علیها)

از عصر عاشورا مصیبت های عمه سادات آغاز شد..مصیبت هایی که با روشنگری  ایشان و ادامه دادن کار ناتمام امام حسین علیه السلام که رساندن و ابلاغ پیام عاشورا بود همراه شد.

دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر
 
دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبر ِزینب، صبر خسته
 


صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین ِموج آیات خدا داشت
 
زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه ی صوت علی بود
 
چه گوشی می کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن
 
به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه ی اهل تناسخ :
 
حلول روح او، درجسم زینب
علی دیگری با اسم زینب
 
زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق
زنی، پیغمبر ِقرآن ناطق
 
زنی، خون خدایی را پیامبر
زن و پیغمبری ؟ الله اکبر

-------------------------

شعر از قیصر امین پور

وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد

                اللهم عجل لولیک الفرج ( صلوات )           

زينب(س) در لغت:
  زينب(س) يا مأخوذ از «زَنِبَ» است از باب «فَرِح» يعني فربه شد. (چنانچه در حضرت زينب (س) وفور صفات حسنه و اوصاف پسنديده مي‌باشد). و يا اينكه به اصل خودش باشد، به معني درخت خوش بوي نيكو منظر[۱] و يا اينكه «زين أب» بوده است، يعني زينت پدر كه به اعتبار همين معني بعضي تعبير از آن بانوي گرامي نموده «زين ابيها» در مقابل «اُم ابيها»[۲]
 
القاب حضرت زينب(س) :
  لقب آن است كه دلالت بكند بر مدح يا ذمّ و براي حضرت زينب (س) القابي ذكر شده است[۳] از جمله صديقه الكبري، العصمة الصغري، وليّه الله العظمي، ناموس الكبري، الرّاضيه بالقدر والقضا، امينة الله، عالمة‌ غير معلّمه، فهمة غير مفهمّه، محبوبة المصطفي، قرة عين المرتضي، نائبة‌ الزهرا، شقيقة الحسن المجتبي، شريكة الحسين سيد الشهداء، زاهده، فاضله، عاقله، كاملة، عاملة، عابده، محدثه، مخبرة موثقه، مظلومه وحيده، عقيله القريش، الباكيه الفصيحة والبليغه والشّجاعة، عقيله خدا الرسالة، رضيعة ثدي الولايه.
حضرت زينب (س) بعد از ورود به مدينه:
  بعد از مراجعت زينب (س) از شام به مدينه به برپايي عزا بر شهداي كربلا پرداخت. در همين ايام "عبدالله بن زبير" در مكه قيام كرد و مردم را به گرفتن انتقام خون حسين (ع) ترغيب كرد. هر چند اين اقدام وي بهانه‌اي براي رسيدن به اهداف خويش بود، حضرت زينب (س) در مدينه خطبه خواند و مردم را براي قيام و گرفتن خون حسين (ع) فرا خواند. "عمرو بن سعيد اشرق" والي مدينه نامه‌اي به "يزيد" نوشت و او را از ماجرا با خبر كرد. "يزيد" در جواب نامه وي نوشت بين زينب (س) و مردم مدينه فاصله بيانداز. پس حضرت زينب(س) را امر كرد از مدينه بيرون و به هر كجا مي‌خواهد برود. پس حضرت زينب (س) از روي كراهت در اواخر ماه ذي الحجه سال 61 هـ همراه با دختران امام حسين (ع) (فاطمه و سكينه)بيرون رفتند. و بر اساس اختلاف روايات قصد مصر يا شام را كردند. و بعد از گذشت يك سال در ماه رجب سال 62 هـ.ق دار فاني را وداع گفتند و به ديدار معبود شتافتند.[۴]
                       سلامتی آقا امام زمان صلوات
مزارهاي دختران علي (ع) كه نامشان زينب بود:
  زينب صغري كه مادر وي اُم ولد بوده است و عقيل برادر حضرت علي (ع) ايشان را براي پسرش محمد خواستگاري كرد و محمد با زينب صغري ازدواج كرد و زينب صغري در مدينه از دنيا رفت. همچنين براي حضرت علی(ع)، زينبي ديگر است كه ملقب به وسطي بوده است (زينب وسطي) و ايشان نيز در مدينه مدفون است. ولي زينب كبري (س) در مكان دفن ايشان سه قول است.[۵]
قول اول: ايشان در مدينه در قبرستان بقيع مدفون مي‌باشند، كه البته اين قول خلاف مشهور است. بودن حضرت زينب در مدينه پس از حادثه كربلا يقيني است و خروجش مشكوك است. [۶]
قول دوم: ايشان در مصر مدفون مي‌باشند.[۷]در كتاب اخبار الزينبيات نقل شده كه مدتي پس از حادثه عاشورا حاكم مدينه نامه‌اي به "يزيد" نوشت و گفت: زينب در مدينه آشوب نموده؛ و عليه حكومت افشاگري مي‌كند. "يزيد" دستور داد تا آن حضرت را به شهر فُسطاط مصر (قاهره كنوني) تبعيد كردند. زينب (س) پس از مدتي در آن شهر مريض شد و از دنيا رفت و در همانجا به خاك سپرده شد.
قول سوم: اين كه ايشان در "قریه زاويه" منطقه غوطۀ شام[۸] مدفون مي‌باشند. و در كتاب تحفة الزائر[۹] داستاني به اين صورت نقل شده است كه: ‌پس از واقعه عاشورا در مدينه قحطي شد و "عبدالله بن جعفر" به اتفاق خانواده به شام هجرت كردند و در نزديكي شام، درختي را ديدند كه سر حسين (ع) بر آن نصب شده بود. زينب (س) با ديدن آن درخت بر زمين افتادند و مريض شدند و به "عبدالله" گفتند: من وارد شام نمي‌شوم. بعد از آن به فاصله كوتاهي فوت كردند و "عبدالله" نيز در بيرون شهر آن حضرت را به خاك سپرد. و نيز در كتاب رحلۀ ابن جبير[۱۰] (م 614 هـق) نقل شده است كه : قبر حضرت زينب را در شام زيارت كرديم.

و نیز شهادت حضرت زینب سلام الله علیها:

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

پی نوشت ها :

[۱] لسان العرب، ج 6، ص 88.

[۲]  المناقب، ج 3، ص 3557.
[۳] . ويژگي‌هاي حضرت زينب ترجمه خصائص الزينبيه سيد نور الدين جزايري ص 67.
[۴] . السيده زينب و اخبار الزينبيات: عبيدلي نسابه ص 19 – 22 . السيد زينب في تاريخ الاسلام لجنة التحقيق والتأليف ص 48 و 49
  [۵] . السيدة زينب في تاريخ الاسلام، لجنة التحقيق والتأليف. ص 49.
[۶]  اعيان الشيعه، سيد محسن امين ج 7، ص 140
[۷] . اخبار الزينبيات، عبيدلي اعرجي نسابه. به نقل از كتاب شيوه استفاده از متون تاريخي ف . حكيم زاده برگرفته از سخنان شيخ محمد هادي يوسفي غروي
[۸] . رحله ابن جبير ص 269، طبع مصر
[۱۰] .تحفة الزائر، سيد كاظمي، براي آگاهي بيشتر به كتاب زينب كبري نوشته مرحوم شيخ جعفر نقدي نجفي مراجعه شود. به نقل از كتاب شيوه استفاده از متون تاريخي ف. حكيم زاده برگرفته از سخنان شيخ محمد هادي يوسفي غروي.
 
با تشکر از  : http://www.pajoohe.com/

آتش در نیزار : زینب سلام الله علیها ( اجرا توسط حاج محمود کریمی )

 سلامتی اقا امام زمان صلوات

نون و قلم نبی است ، و ما یَسطُرون حسین(ع)

طاق فلک نبی است ،به عالم ستون حسین(ع)

خلقت تمام حضرت زهراست ، خون  حسین(ع)

هستی تمام، ظاهرو مـافی­البـطون  حسین(ع)

باقی قیـامت اسـت ،  هم­الغـالبون   حسین(ع)

                 در این قیام  نقطه­ی  پرگار زینـب(س)اسـت

سردار سرسپرده­ی جولان عشق کیست؟

تنـها امیـرِ فاتـحِ  میـدان عشـق کیست؟

عشق است حسین وگوش بفرمان عشق کیست؟

روح دمیده در تن بی­جـان عشـق کیست؟

عـلّامـه مفسّـر قـرآن عشق کیـست؟

                      اذنِ  دخول، در حرم یار  زینـب(س) اسـت

ذرات کائنات همه ، مـرده یا خمـوش

در احتجاج بود زنی یک عَلَم  به دوش

آتشفشـانِ قـهرِ خداوند  در خـروش

هُوهُویِ ذوالفقارعلی می­رسد به گوش

                    در هیبـتی ز حیـدر کـرار  زینـب(س) است

پیداترین ستاره­ی دیبای خلقت است

زهرا ترین زهره­ی زهرای خلقت است

لیلاترین  لِیلیِ  لیلایِ  خـلقـت  است

شیواترین سؤال معمای خـلقـت است

                    گنجینه­ی  جزیره­ی اسرار ،  زینـب(س) است

چشم ستاره دربـدر جستجوی مـاه

بر روی نیزه دیده­ی زینب گرفته راه

مبهوت می­شود به سر نیزه­ای نـگاه

آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کی جان پناه زینب و اطفال بی­پناه

               راحت بخواب چون که پرستار  زینـب(س) است

از نایِ من به ناله چو افتـاد نـای­ نی

عالم شنید از پس آن، های­هـای نی

تو بر فراز نیزه و مـن در قـفـای نی

آنقدر سنگ خورده­ام  از لابـلای نی

تا اینکه یافتم  سرت از، ردِ پـای نی

                عشق  تو هست آتش و نی­زار  زینـب(س) است

خورشید ، روی قله­ی نـی آشـکار شد

کوچـک­تـرین ،  سرِ شیـرخــوار شد

ناموسِ حق، به ناقه­ی عریان سـوار شد

هشتادوچهارخسته به هم، هم قطار شد

زیبـاتـرین  ستـاره­ی دنبـالـه دار شد

                  در ایـن  مسیر نور ، جـلودار زینـب(س) است

اجراتوسط حاج محمود کریمی

با تشکر از کسانیکه مارا در این مسیر همراهی می نمایند.

http://zeyneab.tebyan.net/

 http://www.zeyneab.mihanblog.com/

       

                        سلامتی آقا امام زمان ( عجل) صلوات

خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه

            سلامتی آقا امام زمان صلوات

حال‌ در كوفه‌، زينب‌ كبري        ‌هست‌ ناظر به‌ حالت‌ آنها

كه‌ زنان‌ آه‌ وناله‌ مي‌كردند        غرق‌ در ماتم‌ وغم‌ ودردند

نيز مردان‌ كوفيان‌، گريان‌        از چنين‌ حادثه‌، همه‌ نالان‌

ناگهان‌ زينب‌ غمين‌ آمد        يك‌ نهيب‌ شديد، آن‌جا زد

زينب‌ آمد در آن‌ زمان‌ به‌ خروش        ‌گفت‌: اي‌ كوفيان‌، همه‌ خاموش‌

با چنان‌ نغمه‌اي‌ كه‌ او سر داد        زنگ‌ها نيز از صدا افتاد

بعد از آن‌ رو سوي‌ خدا بنمود        سينه‌ با ياد ايزدش‌ بُگشود

سپس‌ او رو به‌ سوي‌ مردم‌ كرد        با دلي‌ پاك‌ وسينه‌اي‌ پر درد

گفت‌ اي‌ كوفيان‌ پر نيرنگ‌        همه‌ بي‌ بهرگان‌ از فرهنگ‌

همه‌ از غيرت‌ وحميّت‌، دور        پيش‌ چشمان‌ ما همه‌ منفور

همگي‌ چاپلوس‌ ومكاريد        مردمي‌ خائن‌ وفسونكاريد

جز دروغ‌ وخصومت‌ وكينه        ‌نيست‌ در بين‌ مردم‌ كوفه‌

توشه‌اي‌ بد در آخرت‌ داريد        چون‌ همه‌ مردمي‌ تبهكاريد

همه‌ پيمان‌ خويش‌، بشكستيد        پاي‌ ديوار كهنه‌ بنشستيد

تا فروريخت‌ روي‌ سر، ديوار        مي‌شود بسته‌ نيز راه‌ فرار

حال‌، گريان‌ شديد بهر حسين‌!        بعدِ مرگش‌ كنيد شيون‌ وشين‌

دلتان‌ جملگي‌ چنان‌ سنگ‌ است        ‌اين‌ جنايت‌ چو لكة‌ ننگ‌ است‌

گر، گريبان‌ خويش‌، چاك‌ كنيد        لكه‌ را كِي‌ توان‌، كه‌ پاك‌ كنيد

خواهم‌ از درگه‌ خداي‌ جهان‌        ديده‌هاتان‌ همي‌ شود گريان‌

                      اقدس‌ كاظمي‌(مژگان‌)

http://www.aviny.com/

http://www.zeyneab.mihanblog.com/

دیده ی بینا زینب سلام الله علیها

  سلامتی آقا امام زمان صلوات

  دارد  از روز ازل  دیده ی بینا   زینب (س)

عشق را کرده به نه کنگره معنا زینب (س)

اولین صابره ارض و سما باشدو بس

علم پیغمبری آموخت ز طاها زینب (س)

بود او عالمه مکتب  فرهنگ علی(ع)

پرورش یافته در دامن زهرا(س) زینب (س)

همچنان ام  به نبی، ام ابیها زهرا(س)ست

با شد از بهر  علی(ع)  ام ابیها زینب (س)

گشت  قربانی کعبه  به  منای  شهدا

هستی اش را به خدا می کند اهدا زینب (س)

در اسارت سخن  از غیرت و آزادی  گفت

 آه و زاری نکند در بر اعدا زینب(س)

                              عبد الحسین رضایی

تشکر از   http://www.shiati.ir      این الطالب بدم المقتول بکربلا

و http://www.zeyneab.mihanblog.com/    

 

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

                       سلامتی آقا امام زمان   صلوات

سر ني در نينوا مي ماند اگر زينب(س) نبود
کربلا در کربلا مي ماند اگر زينب(س) نبود


چهره ي سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابري از ريا مي ماند اگر زينب(س) نبود


چشمه ي فرياد مظلوميت لب تشنگان
در کوير تفته جا مي ماند اگر زينب(س) نبود


زخمه ي زخمي ترين فرياد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا مي ماند اگرزينب(س)نبود


در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوي چشمها مي ماند اگر زينب(س) نبود


ذو الجناح داد خواهي، بي سوار و بي لگام
در بيابانها رها مي ماند اگر زينب(س) نبود


در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت کوه فتنه ها مي ماند اگر زينب(س) نبود

زندگانی خانم حضرت زینب سلام الله علیها

 

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

              سلامتی آقا امام زمان صلوات

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.                                                                                          
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است.
اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نويسد:

«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

بهره برداری از http://heyaat-hazratzeynab.blogfa.com/ با تشکر

طلوع زينب (س)

        

شبي كه مطلع مهر از، طلوع زينب بود

فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

هزار رود نوا گر ز كوثر و تسنيم

روان به خانه زهرا،به بوي زينب بود

هزار چشمه خورشيد، از كرانه شب

دميده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه با ر لب مرتضي بباغ دعا

ستاره ريز دم مصطفي،به يارب بود

شراب نور زخمخانه سحر، جوشيد

كه جام سرخ شقايق،ز مي لبالب بود

اگر چه “زين اب ”و را نهاد نام، رسول

خداي داند، كاو زينب “ام و اب” بود

زني به همت و مردي، به مردمي سوگند

ضس از حسين، سپهدار عشق، زينب بود

شیر زن قافله اهل بیت - حضرت زینب (س)

شیر زن قافله اهل بیت

عالمه عاقله اهل بیت

خیز و بیاشوب شب شهر را

پر ز علی کن نفس دهر را

حمله به طفلان حرم شد بخوان

دست ابوالفضل قلکم شد بیا

کوفه بیمار طبیبش تویی

منبر و محراب حبیبش تویی

خطبه بخوان شهر به پا می شود

کوفه افسرده حرا می شود

مظهر اعجاز خدا در دمشق

آنچه تو کردی همه عشق است عشق

شام چهل سال علی را ندید

دسته گلی از چمن او نچید

شام چهل سال اگر خفته است

بانگ تو این خواب بر آشفته است

اصغر تو غرقه به خون شد بخوان

اکبرت از اسب نگون شد بخوان

خطبه بخوان سنگ صدا می دهد

منبر و محراب ندا می دهد

یوسف دل بر سر بازار تو

مصر و دمشق اند گرفتار تو

در همه جا قبله اهل دلی

شاهد اسرار چهل منزلی

جلوه کن و ماه شو و نور باش

آینه روشنی طور باش

بر اثر گام تو بر خاک راه

شعله رحمت شکفد هر پگاه

صبر حسن داری و شور حسین

غیرت زهرا(س) و غرور حسین

آنچه تو را هست که را داده اند

حسنی از این دست که را داده اند؟

سرو قدا..! همچو کمان می روی!..

ماه رخا،اشک فشان می روی

ای دل مولا زچه دل خسته ای؟

قلب حرم بودی و بشکسته ای

خون چکد از چشمه خورشید و ماه

این جسد کیست در این قتلگاه

همدم صبح و شب تو آه شد

عمر تو بی ماه تو کوتاه شد

ماه علی چند نفس شمع باش

روشنی خلوت این جمع باش

چند کبوتر به تو دل بسته اند

جمله به دامان تو پیوسته اند

                         محمد فخار زاده

مولاتی یا زینب (ُس)مدد

             تقدیم به پدرم حاج حسین صادقی- شادی روحش صلوات

ذکر دلم  شد  بی عدد               مولاتی یا زینب (س) مدد

                         ای مظهر صبرو رضا

                        جان علی(ع)مرتضی

                         ما  رهروان  زینبیم

                         مارا رسان بر کربلا

ذکر دلم  شد  بی عدد               مولاتی یا زینب (س) مدد

                       ای خواهر خون خدا

                        ای  وارث   آل عبا

                      آغوش حیدر جای تو

                      ما را رسان بر کربلا

 شادی روح حاج حسین صادقی صلوات

 

قصيده در ولادت حضرت زينب(س)

     قصيده در ولادت حضرت زينب(س)

امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد

امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد

امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد

با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد

میلاد شیر دخت علی، شیر داور است

سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است

***

باید دوباره خلقت پیغمبری چنین

آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین

بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین

کز دامنش ظهور کند دختری چنین

فخررسول وفاطمه"زِینِ اَب"است­این

امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این

***

بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این

بعد از بتول عقده­گشای علی است این

یادآور صدای رسای علی است این

آیینة تمام نمای علی است این

گفتار وحی در سخنش آفریده­اند

یا صورتی ز پنج تنش آفریده­اند

***

این مریم مقدس طاهاست، زینب است

این یادگار ام ابیهاست، زینب است

این­نور­چشم حضرت زهراست، زینب است

این افتخار عصمت کبراست، زینب است

در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست

آثار بوسه­های علی روی دست اوست

***

زینب که لحظه­هاست همه یادواره­اش

زینب که سال­هاست سراسر هزاره­اش

زینب که دل برد ز پیمبر نظاره­اش

زینب که خلقت است مطیع اشاره­اش

زینب که با صدای علی حرف می­زند

در شهر کوفه جای علی حرف می­زند

***

این است بانویی که پیام­آوری کند

هنگام خطبه معجزة حیدری کند

یک عمر بر حسین و حسن مادری کند

با دست بسته بر اسرا رهبری کند

باران رحمت است که ریزد ز ابر او

دین زنده از قیام حسین است و صبر او

***

ای در تن مطهر تو جان پنج تن

ایمان تو حقیقت ایمان پنج تن

از کودکیت شمع شبستان پنج تن

چشم تو آبیار گلستان پنج تن

یادآور تکلم زهرا بیان توست

اعجاز ذوالفقار علی در زبان توست

***

حیدر ثنات گفته که این حیدر من است

کوثر دعات کرده که این کوثر من است

خون حسین گفته پیام­آور من است

قرآن دهد شعار که احیاگر من است

صبر و رضا به مادری­ات کرده افتخار

خون خدا به خواهری­ات کرده افتخار

***

ایثار و صبر جمله­ای از مکتب تواند

آیات نور گوهر لعل لب تواند

تو آسمانی و شهدا کوکب تواند

بالای نیزه محو نماز شب تواند

بسیار زن که صابر و نستوه بوده است

کی مثل تو "رَأیتُ جَمیلا" سروده است

***

بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین

بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین

بر ذوالفقار نطق تو از حیدرآفرین

بر خطبة دمشق تو از مادر آفرین

وقتی شدی به کوفه پیام­آور حسین

لبخند فتح زد به سر نی سر حسین

***

از حنجر حسین تو، خنجر شکست خورد

با خطبه تو خصم ستمگر شکست خورد

تنهایی و ز، صبر تو لشکر شکست خورد

طغیان و ظلم تا صف محشر شکست خورد

تو یک تنه تمام سپاه ولایتی

حق است اینکه دختر شاه ولایتی

***

پیغمبر حسین تویی با خطاب فتح

نازل به سینه­ات شد از اوّل کتاب فتح

گردیده امّتت سپه بی­حساب فتح

روی تو شد به برقع خون آفتاب فتح

"میثم" هماره با تو مگر گرم گفتگوست

کز معجز تو بار مضامین به نخل اوست

                حاج غلامرضا سازگار