|
شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو ببینم؟
استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...! استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی؛ تشنه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشو تا خواب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ببینی...! اللهمّ عجّل لولیّک الفرج ملتمس دعای خیر شما .. و با تشکر از سایت عکس در ارائه مطلب برچسبها: امام, زمان, عجل الله, هیئت, زینب, سلام اله علیها
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:33  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
هر کس که به هر کجای دنیاست // روزی خور فاطمه ی زهراست
بخوان بلال اذان بگو كه،یاس كبود دلتنگ است اذان بگو كه اذان تو ،آسمان رنگ است اذان بگو كه پس از رحلت رسول خدا مصاحب دل من،ناله ی شباهنگ است اذان بگو به صدای بلند،افشا كن اذان فقط اذان نبود،بلال برو بالای مأذنه بگو چه خبره، اذان بگو به صدای بلند،افشا كن كه پشت پرده ایمان، فریب و نیرنگ است اذان بگو كه بدانند بعد پیغمبر نصیب آینه های خدانما سنگ است نه من غبار یتیمی نشسته بر رویم ببین جمال آینه هایم مكدر از زنگ است اومد تو كوچه ی بنی هاشم،مدتی زیادی نیست بلال از مدینه رفته،تا رسید جلوی در خونه ی فاطمه،من ازت یه سئوال می كنم،كدوم در،یه نگاه به در و دیوار سوخته كرد،این همون دریه كه جبرئیل می ایستاد،چه خبره؟چی شده مدینه؟نه،بلال نه من غبار یتیمی نشسته بر رویم ببین جمال آینه هایم مكدر از زنگ است بی بی اذون می خواد بشنوه،ولی نه همون اذون،این جوری اذون به دل بی بی می شینه بگو كه اشهدان علی ولی الله بگو كه لحن مناجات من غم آهنگ است بگو آی مردم،این همون علی ِ كه پیغمبر جلوی شما دستشو آورد بالا،حالا همون دستارو با طناب می بندید،ای وای بر شما بگو كه فاطمه در حشر اگر ناز كند بهشون بگو رضایت من همه چیزه،بهشون بگو بابام گفته، ان الله یغضب لغضب فاطمه،ویرضی لرضاها بگو كه فاطمه در حشر اگر ناز كند كُمیت جمله شفاعت كنندگان لنگ است به این مردم یه پیغام دیگه ام برسون،بگو كه : بگو كه فاطمه این یكی دو روز مهمان است سفر به خیر بگویید وقت ما تنگ است زود برو بالای مأذنه، رفت بالای مأذنه،همه تو خونه هاشونن،كسی منتظر نیست،همه می دونند،بلال دیگه تو مدینه اذون نمی گه،یه مرتبه مدینه لرزید،صدای بلال خونه به خونه ی مدینه و طی كرد. الله اكبر این الله اكبر،در ودیوار مدینه رو بیداركرد، الله اكبر تا صدای الله اكبر بلند شد،انگار بی بی یه جون دوباره گرفت،اشاره كرد به بچه هاش بلند شن،زیر بغل هاشو بگیرند، الله اكبر، الله اكبر زینبم برو سجاده مو بیار،حسنم برو یه ظرف آب بیار،مادر می خواد،وضو بگیره،بچه ها نمی دونستند خوشحال باشند،ناراحت باشند،علی نگاه كرد،دید رنگ صورت زهرا داره،برافروخته می شه،صدای بلال اینجوری بی بی رو تكون داد اشهد ان لااله الا الله یه نگاه كرد علی، دیدفاطمه اش دست به پهلو بلند شد،می خوای نمازبخونی دختر پیغمبر،تو كه تا حالا نشسته نماز می خوندی، اشهد ان لااله الا الله ایستاد بی بی،قربونت برم مادر،تا صدای بلال بلند شد، اشهد ان محمدً عبارت تاریخ،می گه: فشهقت فاطمه،دیدن بی بی یه ناله زد، و سقطت بوجه ها و غشیا علیها. دیدن فاطمه با صورت اُفتاد رو سجاده، ان شاءالله هیج وقت مادرت جلوت از هوش نره،زینب هی تو سرش می زد،حسین دوید گفت:بلال دیگه بسه،وای....، این یه اذون نیمه كاره بود،دیگه بعد از اسم پیامبر همه چیز به هم خورد،اذون ادامه پیدا نكرد،من یه اذون دیگه یادمه،یه جای دیگه ام یكی دیگه اذون گفت،اونم تو مجلس شراب،اونجایی كه دستای زینب و بستند، زین العابدین داره خطبه می خونه،حرومزداه می خواد كسی صدای زین العابدین و كسی نشنوه،گفت:پاشو اذان بگو،تا اذون گفت:كلمه كلمه امام سجاد،با اذون اون مرد حرف زد،رسید به اسم پیغبر گفت: صبر كن مؤذن یه سئوال دارم،یزید علیه لعنه،نشسته رو تخت نعصش،گفت:داری می گی محمد،سئوالم اینه ،این محمدی كه می گی،جد منه یا جد یزید،همه ایستادن،گفت جوابشم همه می دونید،می دونید جد یزید كس دیگه است،اگه جد منه، پس چرا دستای من و تو غل و زنجیر بستید،اگه جد منه این حسین بابای منه،چرا داری با چوب خیزران می زنی،ای حسین............. با تشکر از وبلاگ هیئت متوشلین به حضرت زینب سلام الله علیها برچسبها: روضه بلال, شهادت, حضرت, زهرا, زینب, سلام اله علیها, هیئت
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 15:57  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
تو آه می كشی و گفت:هرنفسی كه بی بی می كشید ،از دهنش خون جاری می شد، تو آه می كشی و خون چكد ز پیروهنت تو راه می روی و سرخ می شود حسنت تو نان نمی پزی و سفره ی شبم خالی است نه آب می خوری و آب می شود بدنت بیت بعدی باید حقش ادابشه،امام زمان(عج)،بچه سیدا،منو ببخشید،علی می گه،گفت: فاطمه بگیر پرده ،ببینم چه آمده به سرت بلندتر شده این روزها نفس زدنت مادر مادر چگونه در به رُخم باز كرده ای تنها كه غرق خون شده پا در مسیر آمدنت تو گریه می كنی و من به سینه می كوبم برای زخم دو چشمت ،برای زخم تنت تیرخلاصی رو بزنم،بچه سیدا،امام زمان(عج) زگیسوان پریشان زینبم پیداست كه مانده نقش غلافی به دست شانه زنت مادرمادر،جوان نَ نَ، بس سوخته باغ ما دگر سر نزنید این خانه ی آتش زده را در نزنید از ما كه گذشت مادری را دیگر در خانه به پیش چشم دختر نزنید مادر مادر،خدا مادراتونو براتون نگه داره،مگه شما داغ مادر دیدید این جوری گریه می كنید،دیدید یه خونه ای كه،اون خونه مادر از دست داده باشن،یا زهرا،قربون این آتیش محبتی برم كه امام حسین علیه السلام به شما عنایت كردند،از درون می سوزی،آتیشش می بره كربلا،دیدید خونه ای كه مادر از دست داده،اگر اون خونه دختر و پسر داشته باشه،تا وارد خون بشه،جای خالی مادرش و ببینه،اون پسر كم میاره، از خونه می زنه بیرون،یه وقت ابی عبدالله وارد خونه شد،دید خانم زینب چادر مادرشو سر كرده، داره نماز می خونه،جای خالی مادرشو كه دید،كم آورد از خونه زد بیرون،اُمد تو شهر مدینه،اُمد تو كوچه های مدینه صدا زد،ای مردم نامرد مدینه راحت شدید حالا مادرمو كشتید،بذار معرفی كنم كیم، حسینم این همه بر سینه آذرم نزنید نمك به زخم دل، درد پرورم نزنید در این مدینه همین جا سر مرا ببرید اما غلاف تیغ به بازوی مادرم نزنید حالا كه همچین حالی داری بذار برات بگم تو هم آتیش بگیری،یازهرا یه وقت یه عده اراذل ریسمان به گردن علی انداختند،غیرتی ها كجا نشستند،باید ناله بزنی ،امام زمان میون شما داره گریه می كنه،علی رو دارن می كشن،میون این مردم مدینه كه وایستاده بودن تماشا می كردند،یه مرد یهودی بر علی و زهرا گریه كرد،ای وای ای وای،گفت: نه اون علی كه من می شناسم،این علی نیست، آخه اون علی در خیبرو از جا كند،من باورم نمیشه،ریسمان به گردنش انداختند،جلو خانمش دارن می زنن،یا زهرا،حقشو ادا می كنی بگم،ای وای ای وای،همین طوری كه دارن مولا رو می كشن،غیرتی ها،آخه مولا غیرت الله،یه وقت خانم خودشو كشوند رو زمین،كجا می بری علی مو ،صبر كن، مولا صبر كرد،سرشو پایین گرفت،نگاه نكرد فاطمه شو،یا زهرا،گفت:مولا جان سرتو بالا بگیر،نذار اهل مدینه به ما بخندند،مولای یا مولای،سرت رو بالا بگیر تو مرد خونه منی،تو مرد عالمی،گفت:فاطمه،غیرتم اجازه نمی ده،نمی تونم سرم رو بالا بگیرم،گفت:علی این دفعه رو به خاطر دل زهرا سرت رو بالا بگیر،یه بار دیگه ببینمت،آقا جیگرش آتیش گرفت،تا سرش رو گرفت بالا دید سینه و صورت زهرا خونیه،گفت:فاطمه جای پنجه ی كیه رو صورتت،در خونه ی فاطمه رو آتیش زدند،شعله اش كشید كربلا،یه وقت خیمه های حسین رو آتیش زدند،اموالشو به غارت بردند،یه وقت زینب اُمد، گفت حسین،حسین،مادرم وصیت كرده،زیر گلوتو ببوسم،حسین حسین،ای جا تو مدینه مادرو زدند،ریسمان به گردن علی انداختند،بی حرمتی كردند،كربلا،خود آقایی كه صاحب حرمت بود،جلوی زن و بچه اش حرمت شو ریختند،اسباشونو نعل تازه زدند بر بدن حسین تازوندند،نیزه دارا اُمدند،یكی با شمشیر می زد،یكی با نیزه می زد،اونایی كه حربه نداشتند،دامناشونو پر سنگ كردند، به بدن حسین، ای تشنه لب تو طاقت خنجر نداشتی گویا غریب بودی و مادر نداشتی هركی می خواد یه شب جمعه ای كربلا بره،این دستاتو بیار بالا،نشون بده ،بگو آقاجان این پیراهن مشكی آبرومه،آبروم نره،شب جمعه است شب زیارتی حسینه، دوست داری بین الحرمین باشی،جوری صدا بزن حسین رو كه صدات برسه بین الحرمین،تا گفتی حسین،آقا بگه جانم حسین،از سویدای دل صدا بزن حسین.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:26  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 15:55  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
« بسیج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند». امام خمینی پنجم آذر ماه سال روز تشكیل نهاد بسیج به فرمان حضرت امام خمینی (ره) است و همین ایام بهانه ای شد تا بار دیگر نظری بیندازیم به نقش مسؤولیت های سنگین این نهاد كه محدوده آن را همه كسانی تشكیل می دهند كه دل در گرو تحقق اهداف و آرمان های بلند امام راحل(ره) و عملی شدن شعارهای نجات بخش انقلاب اسلامی دارند و در هر زمان با درك شرایط و موقعیت انقلاب و كشور از هیچ گونه خدمت و یاری رسانی به نظام و كشور دریغ نمی ورزند. به راستی كه بسیج و گرامی داشت مقام و جایگاه آن با برگزاری سمینارها و یا تعارفات معمولی در حالی كه هیچ تلاشی برای به فعلیت رساندن نیروی عظیم نهفته در وجود بسیجیان صورت نگیرد راهی به جایی نخواهد برد. حیثیت امروز نظام، تا حد زیادی مدیون بسیج و حضور همه جانبه مردم در آن بوده است، حتی تصاحب قدرت جهانی اسلامی با بسیج همه جانبه و فراگیر در جهان میسر خواهد بود به گفته امام راحل، این امر شدنی است و باید به دنبال تحقق یافتن آن بود. ![]() بسیج چیست و بسیجی كیست؟اگر بخواهیم مفهوم بسیج و بسیجی را در ادبیات انقلاب اسلامی جستجو كنیم، چاره ای جز بیان مراد حضرت امام (ره) از بسیج و بسیجی نداریم. در اندیشه امام(ره) بسیج نهادی است اجتماعی با ابعاد متعدد. در این نگرش بسیج دیگر صرفاً سازمانی نظامی نیست كه فقط در زمان جنگ و برای دفاع در مقابل دشمن شكل گرفته باشد، بلكه نهادی است وسیع و پاسخگوی نیازهای اساسی و حیاتی جامعه و با اجزای دیگر نظام، چنان هماهنگی و پیوند دارد كه انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامی متصور نیست.بسیج در صورتی می تواند نهادی جامع و شامل جهات متعدد و پایدار شناخته شود كه نیازهای دایمی و باورها و ارزش های فرهنگی پدید آورنده آن به روشنی تعریف شوند، این نیازها ممكن است اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی باشند. به فرموده امام(ره) « بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است كه شكوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد، بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پا برهنگان معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.»(1) از دیدگاه امام بسیجی كسی است كه در عمل علاقه خود را به پیشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامی و شأن و حیثیت ملت مسلمان نشان دهد. یعنی بسیجی بودن معیار و ملاكی است كه بر اساس آن میزان تعهد اعضای آن به اصول و آرمان های انقلابی سنجیده می شود. تاریخچه و پیدایش بسیجاز دیدگاه امام(ره) تاریخ و سابقه بسیج به بیداری قوم بنی اسراییل و قیام آن قوم بر ضد ظلم فرعونی به فرمان حضرت موسی علیه السلام و بسیج اصحاب پا برهنه و فقیر صفه در برابر ظلم و غارت اشراف بت پرست مكه، به دعوت رسول اكرم - صلی الله علیه و اله و سلم – و نیز اهتمام ائمه اطهار علیهم السلام. كه نگرش الهی داشتند و به تشویق مردم به هم پیمانی برای حل مسائل سیاسی و كاهش گرفتاری مسلمین باز می گردد.در عصر حاضر هم، بسیج مردم در جریان تحریم تنباكو و مبارزه بر ضد استعمار دولت انگلیس به فتوای مرحوم میرزای شیرازی و قیام پانزده خرداد در سال 1342 در برابر ظلم و خیانت رژیم پهلوی و استمرار مبارزه آنان تا سرنگونی حكومت شاهنشاهی در 22 بهمن 1357 ماهیت بسیجی دارد. «سنگ بنای بسیج بر حكم فقهی و جهادی استوار است؛ جهادی كه مبتنی بر روحیه دفاعی باشد و نه تهاجمی یا جهان گشایی، بسیج در نظر امام مولودی جدید است كه كارشناسان جهانی نمی توانند آن را بشناسند، هر گاه قوه ایمان در ملتی زنده شود، همگان را به قیام الله فرا می خواند و می تواند سرتاسر یك كشور را بسیج نماید، معیار حركت بسیج هم همین اسلام و درك مفاهیم عالیه آن است».(2) از نظر حضرت امام برای پیدایش و تقویت روح ایمان در میان مردم كه موتور حركت بسیج هستند؛ دو عامل نقش بی بدیل و غیر قابل انكار دارد؛ یكی مساجد، دیگری روحانیت.(3) مساجد مركز بسیج مردمی بر ضد اهداف شوم دشمن است. مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مركز جنبش حركت های اسلامی بوده، از مسجد، تبلیغات اسلامی شروع می شده است و حركت قوای اسلامی برای سركوبی كفار و وارد كردن آنها در بیرق اسلام از مسجد بوده است، همیشه در صدر اسلام مسجد مركز حركات و مركز جنبش ها بوده است.(4) پیغمبر مسجد جیوش را برای كوبیدن قدرت ها تجهیز می كرد. روحانیت هم از این قدرت و توان بهره مند است كه بتواند مردم را بسیج كند. مأموریت های بسیجمهم ترین مأموریت های بسیج را د رحال حاضر می توان بدین شرح خلاصه كرد:مقابله با استكبار: در رأس مأموریت های بسیج و ستیز با جهانخواران و به ویژه دشمن اصلی این انقلاب، امریكاست. در یكی از پیام های امام(ره) به مناسب هفته بسیج در تاریخ 2 آذر 1367 می خوانیم: «من مجدداً به همه ملت بزرگوار ایران و مسؤولان عرض می كنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگ ترین ساده اندیشی این است كه تصور كنیم جهانخواران خصوصاً امریكا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه ای نباید از كید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریكا كینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - موج می زند. در ادامه برای مقابله با آنان می فرماید: خلاصه كلام اگر بر كشوری نوای دلنشین تفكر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند». بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به كار خود ادامه دهد...(5) قیام در مقابل انحرافات: «اكنون كه به حمدالله تعالی دانشگاه از چنگال جنایت كاران خارج شده و بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است، در همه اعصار كه نگذارند عناصر فاسد دارای مكتب های انحرافی یا گرایش به غرب و شرق در دانش سراها و دانشگاه ها و سایر مراكز تعلیم و تربیت نفوذ كنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشكل پیش نیاید و اختیار از دست نرود و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشگاه ها و دبیرستان ها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد».(6) تحمل صبر و مبارزه علمی و عملی من در اینجا به جوانان عزیز كشورمان به این سرمایه ها و ذخیره های عظیم الهی و به این گل های معطر و نو شكفته جهان اسلام سفارش می كنم كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید و خودتان را برای مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده كنید... مبارزه علمی برای جوانان زنده كردن روح جستجو و كشف واقعیت ها و حقیقت هاست، و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه های زندگی و جهاد شهادت شكل گرفته است. 4. تعلیم و تربیت جوانان در جهت پاسداری از اصول و اهداف انقلاب و نظام «... بسیجیان در تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان مساعی جمیله خود را روز افزون كنند».(7) مسؤولیت های بسیجبا توجه به جایگاه بسیار حساس بسیج در نشان دادن چهره نظام جمهوری اسلامی و ایجاد جاذبه در درون جامعه برای مشاركت و جذب هر چه بیشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهای سازنده مبتنی بر هویت ملی – مذهبی از دیدگاه مقام معظم رهبری، بسیج و بسیجی مسؤولیتی سنگین را به عهده داشت و توانست یك ارتش معنوی مردمی را پایه ریزی كند.به طوری كه امام خمینی(ره) در مورد بسیجیان قهرمان فرمودند: شما آیینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این كشورید. شما یادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بیداردلانی بوده اید كه امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزیده اند. من به طور جد و اكید می گویم كه انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه بحث از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود یكایك شما نیازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.(8) در طول 8 سال دفاع مقدس، بسیج آن چنان ظاهر شد كه دشمنان اعتراف كردند كه قدرتی كه در بسیج نهفته، توان مقابله با یكایك ارتش های كلاسیك جهانی را دارد. دشمن كه سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه گشت كه با دست خالی اما با سلاح ایمان و اعتقاد به ارزش های الهی و انسانی به دفاع از كیان مقدس نظام اسلامی برخاسته بودند و از ایثار جان خویش دریغ نمی كردند. جوانان سلحشوری كه به فرمان امام(ره) در پایگاه های مقاومت تحت عنوان بسیجی گرد آمده بودند و با كوچك ترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد هجوم می بردند و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می كردند وظیفه بسیج فقط به جنگ و مساله نظامی محدود نمی شود و امنیت داخلی كشور در سخت ترین شرایط یعنی دوران فعالیت منافقین و دیگر گروه های ضد انقلاب كه با كمك كشورهای خارجی ذی نفع در ایران درصدد آشوب و تنش و تجزیه و جدایی قسمت هایی از خاك كشور بودند، به مدد نیروی بسیج و پایگاه های مقاومت حفظ شد. در حوادث طبیعی و بلایا، همچون زلزله، سیل و طرح واكسیناسیون فلج اطفال حضور بسیجیان گره گشای مشكلات و مایه دلگرمی مردم و مسؤولان بوده است. كما این كه در حادثه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 سرعت عمل و ایثار نیروهای مردمی در عملیات نجات به حدی بود كه خارجیان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسیجیان اقرار كردند كه به حضور آنان احتیاج نیست. در زلزله اسفبار استان قزوین، در همان ساعات اولیه، مردان بسیجی در منطقه زلزله زده در كنار نیروهای امداد هلال احمر و ... و زنان بسیجی در شهرها با تشكیل صف های بسیار طویل اهدای خون و اهدای كمك های نقدی و جنسی جهانیان را به تحسین واداشت. امام خمینی(ره) در مورخ 2/9/67 در هفته بسیج درباره خطر غفلت از بسیجیان و روحیه بسیجی گری به مسؤولان پیامی را صادر می فرمایند. ایشان فرمودند: «من دست یكایك شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم كه اگر مسؤولان نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأكید می كنم كه غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی (بسیج) سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشكر می كنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود».(9) آری، مسؤولان در برابر حفظ روحیه ایثار و خدمت كه از ویژگی های بسیجیان است، مسؤول هستند، هر گونه تجمل گرایی و عدم كارایی در عرصه مسؤولیت و بی توجهی به روحیه و عواطف مردم خطری است كه می تواند به نهاد بسیج در عرصه های خطر، ضربه وارد كند. پانوشت ها: صحیفه نور، جلد 21، ص 195. 2 و 3 . صحیفه نور، ج 14، ص 475. ج 6، ص 175. 4. بیانات امام (ره) در جمع اعضای هیات نمایندگی عالی رتبه روحانی عربستان – 1/2/58. 5. صحیفه امام جلد 21، ص 54، 2/9/67. 6. صحیفه نور – جلد 21، ص 192. 7. صحیفه امام، جلد 15، ص 232. 8. صحیفه نور ، جلد 21، ص 18و19. 9. صحیفه امام، ج 21، ص 196.
برچسبها: حضرت زینب, هیئت متوسلین به حضرت زینب, سلام اله علیها
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 14:20  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
****** شب پنجم 1- حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلام ****** پیش مظلوم : ابن الکریم عبداللهم - من عاشق ثاراللهم - سینه ی تو قتلگهم - دارم اجازه از پدر - فدا نمایم دست و سر دودمه : ای عمو عبداللهم من یادگار مجتبی گشته ام حاجت روا در میان قتلگه دستم شده از تن جدا گشته ام حاجت روا ******* سپر از دست بیانداز که من می آیم یا حسین مولایم به هواداری تو جای حسن می آیم یا حسین مولایم ******* یادگار مجتبی می زد عمویش را صدا قلب عمه پاره شد در میان قتلگه شد دست او از تن جدا قلب عمه پاره شد * دم پاره : * منم یتیم مجتبی حسین جان دستم شده از تن جدا حسین جان ------------------**** شب پنجم 2: ( حضرت حرّ علیه السلام ) ****------------------ دو دمه : من گنه کارم ولی کردی نگاهم یا حسین روسیاهم یا حسین راه تو بستم ولی دادی پناهم یا حسین روسیاهم یا حسین ******* من همانم که دل زینب شکستم یا حسین از خجالت چه کنم ؟ وای بر من گر نبخشی تو گناهم یا حسین از خجالت چه کنم ؟ * دم پاره : * حرّم ولی در بند غم اسیرم من بنده و حسین بود امیرم ************* شب ششم : ( حضرت قاسم علیه السلام ) *************** پیش مظلوم : یا قاسم ابن المجتبی - ای آبروی کربلا - داماد دشت نینوا - از چه زنی تو دست و پا دودمه : عمـو بـرجان قـاسـم کن عنـایت به قربان وفایت شکسته استخوان گشتم فدایت به قربان وفایت ***** ای عمو بنگر تنم اندازه ی سقا شده قاسمت رعنا شده بندبندم زیر نعل اسب، ازهم وا شده قاسمت رعنا شده ***** داماد حسین یا که گل یاسمنی تو عزیز حسنی تو از چیست عزیزم که مشبک بدنی تو عزیز حسنی تو * دم پاره : * عمو برس به دادم از پشت زین فتادم (من قاسم دامادم) قاسم به حجله گاه خون رسیده قامت زینب ز غمش خمیده ************* شب هفتم : باب احوائج حضرت علی اصغر علیه السلام ************* پیش مظلوم : علی اصغر حسین - شش ماهه پرپر حسین - بریده حنجر حسین - سرباز آخر حسین دو دمه : خون می چکد از حنجر خشک علی اصغر الهی تو گواهی مانده به روی دست من این غنچه ی پرپر الهی تو گواهی ***** ای مـدال افـتـخـارم ، ای امـیـد آخـرم لایی لایی اصغرم کنده ام قبر تو را با دست خود پشت حرم لایی لایی اصغرم ***** سـه شـعـبه تیـر دشمن تـا رهـا شد سر اصغر جدا شد مـیـان خـیـمـه هـا غـوغـا بـه پــا شد سر اصغر جدا شد ** دم پاره : ** گلوی اصغر هدف تیر شد به خیمه مادرش زمین گیر شد اصغر گواه برتر حسین است باب الحوائج ، اصغر حسین است ************** شب هشتم : حضرت علی اکبر علیه السلام *************** پیش مظلوم : علی اکبر حسین - شبه پیمبر حسین - حیدر دیگر حسین - لاله ی پرپر حسین دو دمه : باش شاهد ای خدا اکبـر به میدان می رود بهر قربان می رود نور چشمان حسین با کام عطشان می رود بهر قربان می رود **** از حرم زیـنـب بیا اکـبـر به میـدان می رود از تنم جان می رود نور چشمانم علی با کام عطشان می رود از تنم جان می رود **** لعل لـب بگـشا بـگو الله اکبر اکـبـرم ای اذان گوی حرم کم بکش پا برزمین پیش دو چشمان ترم ای اذان گوی حرم ** دم پاره : ** از جسم من جان می رود اکبـر به میدان می رود ***** یا ابتا علیک مِنِّی السلام بیا پدر عمر علی شد تمام ***** وای علی اکبرم نور دو دیده ی ترم بیاد پیر غلام اهل بیت (ع) مرحوم حاج حسین صادقی صلوات ** تعجیل در امر فرج آقا امام زمان (عجل الله ) صلوات * التماس دعا با تشکر از پیرغلام اهل بیت (ع) حاج مجتبی توسلی منبع : توسلی ،مجتبی،1340- ای اهل حرم/مجتبی توسلی - تهران: صیام ، 1387 برچسب ها: دو دمه، پیش مظلوم، دم پاره، حسین، حضرت، عبدالله بن حسن، علیه السلام، حرّ، قاسم بن الحسن، علی اصغر، علی اکبر، علی، زینب، سلام الله علیها، شب پنجم، ششم، هفتم، هشتم، محرم، سینه زنی، دنبالک ها: هیئت متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 17:49  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
شب اول -- حضرت مسلم علیه السلام پیش مظلوم : مسلم سفیر کربلا ، حسین من کوفه میا - کوفه کجا وفا کجا دو دمه : یا حسین کوفه شده بر مسلمت کرب وبلا یا حسین کوفه میا جان زهرا بر سه ساله دخترت رحمی نما یا حسین کوفه میا ************ حسین میا به کوفه کوفه وفا نداره کوفی بی مروّت شرم و حیا نداره ************ بـر فــراز دارم و دلـواپـس یـک کـاروان آه از این کوفیان من از اینجا دیده ام یک زینب و یک کاروان آه از این کوفیان دم پاره: مسلم به عشق رهبرش فدا شد حسین حسین گفت و سرش جدا شد شب دوم -- ورودیه کرب وبلا السلام - دشت بلا السلام - ای نینوا السلام - ای خیمه گاه السلام-ای قتلگاه السلام - ای شهدا لسلام دو دمه: کـربلا قـربانی پـیـر و جـوان آورده ام ارمغان آورده ام درّ کوچک اصغر شیرین زبان آورده ام ارمغان آورده ام ******* خواهرت زینب کجا و خاک صحرا یا حسین -- کربلا منزل مکن جان من برلب رسیده ، جان زهرا یا حسین - کربلا منزل مکن ******* دم پاره فریاد یا محمدا حسین رسید به کربلا *** خیمه مزن حسین جان زینب شده پریشان ******** شب سوم - حضرت رقیه سلام الله علیها پیش مظلوم: رقیه دختر حسین - سه ساله پرپرِ حسین - شبیه مادر ِ حسین - لاله ی اطهر حسین - سوره ی کوثر حسین - زهرای دیگر حسین دو دمه : عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم آبروداری کنیم لباس پاره باید میهمان داری کنیم آبروداری کنیم ******* در کنار این طبق ، می میرد امشب ، دخترت من به قربان سرت بسکه سیلی خورده ام ، هستم شبیه مادرت من به قربان سرت ***** مهمان رقیه شده خونین سرِ بابا امان از دل زینب در کنج خرابه بدهد جان برِ بابا امان از دل زینب ***** دم پاره از آه رقیه به دل حق شرر افتاد -- با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد رقیه خون شد دلم -- خرابه شد منزلم من الذی ایتمنی یا ابه --- چرا تو خونین دهنی یا ابه *********** شب چهارم : طفلان حضرت زینب سلام الله علیها پیش مظلوم: ما نوگلان زینبیم - بهر حسین جان بر لبیم - ما جان نثار مکتبیم - ما وارثان حیدریم - ما یادگار جعفریم دودمه : کودکانم نـذر چشمان علی اصـغرت ای فدایت خواهرت ردمکن این هدیه ام را جان زهرا مادرت ای فدایت خواهرت ****** به جان خواهرت بنما عنایت دو طفل من فدایت ندارم هدیه ای بهتر برایـت دو طفل من فدایت **** فدای تار موی اصغر تو دو طفل خواهر تو بـلاگـردان جان اکبر تو دو طفل خواهر تو **** دم پاره حسین فدای تو دو طفلان من --- نما قبول شها تو قربان من تعجیل در فرج آقا امام زمان (عجل الله ) صلوات -- التماس دعا با تشکر از پیرغلام اهل بیت(ع) حاج مجتبی توسلی - «ای اهل حرم» /مجتبی توسلی - تهران:صیام،1387
![]() برچسب ها: دودمه، پیش مظلوم، دم پاره، محرم، حضرت مسلم، حضرت رقیه، ورودیه، طفلان، حضرت زینب، سلام الله علیها، حسین، زهرا، علی اصغر علی اکبر، علیه السلام، دنبالک ها: دودمه شهادت حضرت زهرا،
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 18:36  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
![]() ای لیل قدر تشنۀ راز و نیاز تو قبله سزاست غبطه خورد بر نماز تو چون بر قنوت دست دعا باز می کنی صدها فرشته پر کشد از دست باز تو چون تیر جان ز چلۀ مژگان رها کنی گردد شکار هر دل شیدا ز ناز تو آری عصارۀ حسنین است خلقتت این افتخار در سخن دیر باز تو خیر کثیر از قدمت آشکار شد تفسیر گشت سورۀ کوثر به راز تو از نسل دو امام چو نسلت به هم رسید روح قیام و صلح شده سرفراز تو نسل تو نسل پاک دعا و اجابت است آری بهشت قبضۀ آل نجابت است تفسیر آیه آیۀ قرآن صحیفه ات تأویل سوره سورۀ قرآن صحیفه ات تصویر نور و ذات و صفات و جمال حق تشریح سوژه سوژۀ قرآن صحیفه ات طرح فصاحت است و بیان بلاغت است همتای صفحه صفحۀ قرآن صحیفه ات همچون کلام وحی شگفت است مصفحت دارد اساس و پایۀ قرآن صحیفه ات بس که قرین به شیوۀ قرآن لسان توست شد از خدای هدیۀ قرآن صحیفه ات تقویم شیعه شمّه ای از خطبه های توست نشناختم تو را که چه در گفته های توست سجاد را حسین و حسن تا خدا شناخت سجاد را کرامت و جود و سخا شناخت سجاد را زمین و زمان عرش و فرش حق کون و مکان یمین و یسار خدا شناخت سجاد را بکا و مناجات و فکر و ذکر در سجده گاه و مسجد و محرابها شناخت سجاد را به نثر و بیان و غزل مجوی او را بهار و باغ و بهشت و فضا شناخت بیمار باد آنکه نیابد طبیب را سجاد را اسیری درد و بلا شناخت در کربلا به جان ز امامت دفاع کرد او را مسیر کوفه و شام بلا شناخت دنیای او به خانۀ زهرای اطهر است فرزند شهربانوی ایران مطهّر است چون نسل او ز بانوی ایران به هم رسید ایران به برج عزّت و شأن و کرم رسید ایران ز یمن اوست علمدار شیعه شد یاران به هوش مقطع حفظ علم رسید این مملکت چو گنج برای ولایت است تأویل آن به سورۀ نون والقلم رسید ما از سلالۀ حسنینیم مفتخر زین رو به توس ملک رضا را حرم رسید هان ای گروه شیعه مهیّای عشق باش آری سخن به درک اهم فی الا هم رسید اهل ولا بلا به دل خسته می خرند عین خوشی است هر چه که از دوست غم رسید ای دل ربا بیا که قدومت مبارک است میلاد توست شأن نزول تبارک است تا زین العابدین به دو عالم امام ماست دنیا و آخرت ز ولایش به کام ماست ما را ز لشکرش دو سلاح است یادگار اشک و دعا دو هدیه از او بر تمام ماست ما را اگر غلام سیاهش لقب دهند بر عرشۀ سریر بهشتی مقام ماست گر عاشق دعا و نماز و عبادتیم با راه و رسم او متمثّل مرام ماست سجاده را که در دل آتش رها نکرد مدیون آن نماز قعود و قیام ماست آری خلیل شیعۀ سجاد عالم است زین رو همیشه زائر کویش سلام ماست ای دوست ما به دین رفیع تو زنده ایم با آرزوی کوی بقیع تو زنده ایم جانا اگر شبیه تو بودم چه خوب بود آئینۀ وجیه تو بودم چه خوب بود در روی خود جمال تو را جستجو کنم یکبار اگر شبیه تو بودم چه خوب بود تو بندۀ نزیه خدای منزهی من هم اگر نزیه تو بودم چه خوب بود باید نظر شبیه شهیدان به یار داشت چون شاهدان وجیه تو بودم چه خوب بود ای بازوان سلسلۀ ساسة العباد گر بازوی فقیه تو بودم چه خوب بود ای زادۀ حسین به ما التفات کن ما را برای شیعه گی ات پر ثبات کن ای یادگار کرب و بلا زین العابدین وی باغبان باغ دعا زین العابدین ما را دعای خیر تو اهل بکا کند ای رهبر نظام بکا زین العابدین کرب و بلاست در گروی انقلاب اشک اشک تو رنگ خون خدا زین العابدین بنیانگذار هیئت ما خظبه های توست ای روضه خوان آل عبا زین العابدین باغ و گل و یتیم و جوان هر کجا که بود می ریخت اشک چشم تو را زین العابدین از داغ های شام نه تنها دل تو سوخت آتش گرفت آل ولا زین العابدین زینب ز خسته جانی تو گریه می کند زهرا به روضه خوانی تو گریه می کند محمود ژولیده ******************** منم منم چون گدا //// تویی تویی پادشاه ***************************** شب است و منادى ندا مى كند مريدان حق را صدا مى كند كه امشب در رحمت خويش را خدا بر رخ خلق وا مى كند ز خمخانه شب شراباً طهورا به پيمانه انّما مى كند ز رحمت به موسى بن جعفر خدا گران هديه اى را عطا مى كند به نجمه عطا كرده حق آيتى كه حق را ز باطل جدا مى كند قدم زد على بن موسى به عالم كه عالم بر او اقتدا مى كند به شمس الضحى داده شمس الشموسى كز او شمس كسب ضيا مى كند درخشيد رخشنده مهرى كه مهرش مس قلب ما را طلا مى كند چو جدّش ز رفعت برد گوى سبقت كه صبر بلا در قضا مى كند ز نام على نام او گشته مشتق كه توصيف او هل اتى مى كند بود عصمت فاطمى را دُر ناب كه شرم از رخ او حيا مى كند بود او حَسَن را علمدار صلحى كه پاينده دين خدا مى كند بود وارث نهضت سرخ عاشور كه كاخ ستم را فنا مى كند بود در عبادت چو زين العباد كه بر شيعيانش دعا مى كند چو بحرالعلوم است دريايى از علم كه فكر بشر كيميا مى كند ز فقه الرضا زنده شد فقه صادق كه تضمين آن با ولا مى كند اگر اژدها كرد موسى عصا را رضا اين عمل بى عصا مى كند كند زنده در پرده تصوير شيران ببين پور موسى چه ها مى كند اگر آهويى را به دامى ببيند ز دام بلايش رها مى كند بود او طبيبى كه بى نسخه درمان ز ما دردها را دوا مى كند چو بابش بود مظهر جود و بخشش كه حاجات ما را روا مى كند ز بس كه رئوف است از ما خدا را ز فرط رضايش رضا مى كند رسول خدا را بود پاره تن كه وصفش رسول خدا مى كند خدا را زيارت كند هر كه او را زيارت به صدق و صفا مى كند به ديدار قبرش رود هر كه يك بار تلافى آن را سه جا مى كند به «ژوليده» او داده قولى كه فردا به قولى كه داده وفا مى كند
(ژوليده نيشابورى)
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 12:8  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
ولادتحضرت امام رضا علیه السلام هشتمین پیشوای شیعیان ،فرزند حضرت امام کاظم و نجمه خاتون است که در مدینه منوّره ولادت یافت. فضائلامام رضا دارای اخلاقی بسیار نیکو بود؛ بهطوری که دوست و دشمن به فضیلت و مکارم اخلاق او اقرار داشتند. امام از ذوق سرشاری برخوردار بود و گاهی مطالب عمیق و مفیدی را در قالب شعرهای نغز و شیرینبیان میفرمود.دعوت مامون از امام به سوی مروپس از مرگ هارون ، فرزندش مامون با برادر خود امین به مخالفت برخاست و سرانجام او را کشت و خود بر اریکه خلافت تکیه زد. پس از مرگ امین، آشفتگی اوضاع کشور سبب شد از هر گوشه و کناری، گروهی قیام کنند. مامون برای آرامکردن اوضاع، چارهای ندید جز اینکه از نفوذ معنوی حضرت رضا علیهالسلام استفاده کند.پس امام را به مقرّ حکومتش مرو دعوت کرد. امام چندین بار از رفتن به مرو عذر خواست ولی مامون نپذیرفت. لذا پس از وداع با قبر مطهّر جدشان ،رسول الله، و اهل بیت خود به طرف مکّه حرکت کرد و پس از وداع با خانه خدا به طرف خراسان رهسپار شد. از حضرت رضا علیه السلام در راه مکه به خراسان مخصوصاً در شهر نیشابور معجزات بسیاری دیده شد و سخنان آموزنده ای در تاریخ به ثبت رسید که از مهمترین آنها حدیث معروف سلسله الذهب است که در نیشابور ایراد فرمود. مأمورین مأمون، امام رضا را از نیشابور به طرف طوس حرکت دادند و از نواحی دهسرخ و رباط سعد گذشتند و به سناباد* وارد کردند. حضرت در سناباد جای قبر مطهّر خود را نشان دادند و پس از اقامتی کوتاه از سرخس به مرو ،مقرّ حکومت مأمون، رفتند. پیشنهاد ولایتعهدی مأمون:مأمون در ابتدا پیشنهاد خلافت را به امام داد ولی امام نپذیرفت؛ لذا مأمون پیشنهاد ولایتعهدی خود را داد که باز هم امام حاضر به قبولش نشد. ولی مامون چارهای نداشت و به همین دلیل ولایتعهدی خود را با تهدید به قتل، به آن حضرت تحمیل کرد.حضرت رضا علیه السلام که خود را مجبور دید، با اکراه تمام، ولایتعهدی را با شرایط سنگینی قبول فرمود. مامون هم به اجبار، آنها را پذیرفت و دستور داد جشنی به پا کنند و مردم با امام به عنوان ولیعهد بیعت نمایند. بعضی از بزرگان بنیعباس و حتی بعضی از بنیهاشم به امام حسد میورزیدند و از این عمل مأمون سخت ناراضی بودند، ولی مأمون با دادن هدایا و عطایای فراوان آنها را راضی کرد؛ جز سه نفر که از بیعت با امام سر باز زدند و مأمون هم آنها را به حبس انداخت . سپس مأمون جریان ولایتعهدی را برای حکام و عاملین خود نوشت و به شهرهای دوردست فرستاد و تغییراتی در اداره کشور اعمال کرد؛ به نام حضرت رضا سکه زد و دستور داد نام امام را در خطبهها به نیکویی ببرند و شاعران در مدحش قصیده و شعر بسرایند. اما امام مکرّراً می فرمود: « این امر تمام نخواهد شد و ولایتعهدی به وقوع نخواهد پیوست. »
آزار مامونمامون که همیشه کینه حضرت رضا را در دل میپروراند، با سیاستهای زیرکانه و منافقانهی خود، موجب آزار امام میشد و گاه و بیگاه اموری را برخلاف شروط اولیه به امام رضا تحمیل میکرد، که درخواست اقامه نماز عید فطر از آن جمله است.حتی یک بار دستور داد غلامانش به خانه امام یورش ببرند و او را قطعهقطعه کنند اما به لطف خداوند، امام از این واقعه جان سالم به در برد. یکی از سیاستهای مأمون برای شکستن ابهت و جلالت حضرت رضا علیه السلام برگزاری مجالس مباحثه با صاحبان ادیان و مذاهب مختلف بود تا شاید در این گیرودار، امام از جواب بعضی سؤالات، عاجز بماند و تقدس و عظمتش شکسته شود. حتی گاهی خود مامون شروع میکرد و سوالات پیچیده قرآنی و مذهبی طرح میکرد. ناگفته نماند خلفاء جور غالبا اهل عیش و طرب بودند و به دنبال علم و دانش نمیرفتند. مامون هم بیتقوا و فاسد بود ولی در عین حال، هم ظاهر خود را حفظ میکرد و هم به دنبال تفسیر و مسائل مذهبی و کلامی میرفت. لذا گاهی خودش با مخالفین شیعه به بحث و گفتگو می پرداخت و جواب آنان را شخصاً به عهده می گرفت. شهادتحضرت رضا علیه السلام در هر فرصتی، مأمون را نصیحت و موعظه میفرمود، امّا او تا میتوانست بر امام حسد میورزید و در صدد تحقیر امام برمی آمد و به هر حیله و نیرنگ ، مقاصد شوم و شیطانی خود را دنبال میکرد تا سرانجام تصمیم گرفت امام را مسموم کند و او را که مانع بزرگی بر سیاستها و دنیاطلبیاش بود، از میان بردارد.شهادت حضرت رضا علیه السلام به دست مأمون از صدر اسلام برای اهل حدیث مسلم و معلوم بود و حتی به تصریح رسول خدا و امیرالمؤمنین و امام صادق علیهم السلام در تاریخ ثبت شده بود؛ خود آن حضرت نیز بارها از شهادت خود خبر میداد و حتی قاتل خود را مشخّص و جای قبر خود را معیّن میفرمود. پس از شهادتپس از شهادت، بدن مقدّس امام را جلوتر از قبر هارون الرشید دفن کردند. قبر مطهر امام رضا علیه السلام از آن زمان تا امروز زیارتگاه مسلمین و شیعیان جهان است. برای زیارت امام از ائمه اطهار ثوابهای فراوانی نقل شده است و از آن روضه منوره، معجزات و کرامات بی شماری به وقوع پیوسته است. حضرت رضا علیه السلام یک فرزند بیشتر نداشت که حضرت جواد علیه السلام بود؛ ولی براداران زیادی داشت از جمله زید بن موسی که علیه مأمون قیام کرد.از امام رضا علیهالسلام کلمات و سخنان آموزندهای به یادگار مانده و صدها حدیث روایت شده است. در عمر پر برکتش شاگردان زیادی تربیت فرمود که مناظرات آنان بهترین گواه بر عظمت مقام او است. از سوی دیگر پس از شهادت حضرت موسی بن جعفر،عدهای از پیروانش به امام رضا ایمان نیاوردند که به آنها واقفیه می گویند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 14:26  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
بسم الله الرحمن الرحیم امام رضا (ع) فرمودند: تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. (بحارالانوار،ج78،ص 347) هیئت متوسلین به حضرت زینب سلام الله علیها در جشن میلاد غریب خراسان امام رضا علیه السلام از شما عاشقان ولایت و امامت دعوت بعمل می آورد .
** دعای کمیل و مولودی ** زمان : پنجشنبه 1390/7/14 ساعت : از 20:۰۰ مکان : اتوبان شهید محلاتی (آهنگ سابق)، انتهای خیابان قوامی روبروی پارک ابیانه پلاک پرچم منزل : جناب حاج آقای علی نظری خشنودی دل آقا امام زمان(عجل الله ) صلوات برچسب ها: زینب، حضرت زینب، زینب سلام الله علیها، زینب (س)، هیئت، آدرس، متوسلین به حضرت زینب، حضرت معصومه، سلام الله علیها،
+ نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 13:26  توسط خادم حضرت زینب سلام اله علیها
|
|
|